اخبار



مترجم: نساء جدی‌پور


با توجه به اینکه عصر دیجیتالی، قدم به عرصهٔ حمل‌ونقل عمومی گذاشته است، امروزه شاهد پیدایش محصولات و خدمات دیجیتال زیادی در بخش‌های مختلفی از این صنعت، نظیر اطلاعات سفر، بلیت و پرداخت هوشمند، برنامه ریزان سفر و پاسخ پویا به اختلالات و پشتیبانی از مشتری هستیم. با این‌حال، باید ملاحظاتی را در زمان طراحی این خدمات و محصولات بر روی تجربهٔ کاربری (UX) در نظر گرفت، بدین معنا که در درجهٔ نخست باید در این محصولات و خدمات از واسط‌های کاربری استفاده نموده و درک کاملی از الگوهای رفتاری کاربران به‌دست آورد. برای روشن شدن این موضوع، خبرگزاریPTI به مصاحبه‌ای با آلوک بی. ناندی یکی از «طراحان سبک تعاملی» بروکسل تبار در شرکت Architempo و عضو هیئت مدیرهٔ IxDA، بزرگ‌ترین شرکت طراحی‌های تعاملی در دنیا پرداخت. دیجیتالی شدن، به‌عنوان فرآیند بکارگیری فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات به‌منظور بهره‌برداری از منابع دیجیتال داخل یک سازمان یا شرکت را می‌توان چالشی برای هر بخشی از جمله حمل‌ونقل عمومی دانست که امروزه با آن مواجه هستیم. آقای ناندی خاطرنشان کرده‌است که «در زمان طراحی محصولات باید ملاحظاتی را مبنی بر اینکه در دام طرح و برنامه‌هایIT نیفتیم در نظر گرفت». وی افزود که: «تجربهٔ کاربری می‌تواند نقطهٔ شروع خوبی باشد.» 

پیدایش سیستم‌های کامپیوتری در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و اوایل دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، نشان از تغییر عمدهٔ موضع تجربهٔ کاربری گردید که به تبع آن، رابط‌های کاربر پسند پدید آمد و در نتیجه، طراحی تعاملی متولد شد. وقتی صحبت از محاسبه می‌شود، همهٔ کاربران این سؤال را می‌پرسند که «من کجا قرار دارم؟» به کجا می‌توانم بروم؟ «چطور می‌توانم به آنجا بروم؟» 
 «با چه سرعتی؟» در شبکه‌هایPT، همین سؤالات برای مسافرین نیز پیش می‌آید ولی باید در نظر داشت که پاسخ، مقیاس و چگونگی پاسخ به این سؤالات متفاوت خواهد بود. به طور خلاصه، همهٔ این‌ها را می‌توان مربوط به راهبری دانست. با توجه به اینکه طراحی تعاملی به وسیلهٔ صفحات نمایش و کامپیوتر‌ها آغاز گردید، امروزه سناریو‌ها شامل اشیاء متصل نظیر بردهای تراشه‌ها، حسگرها/ منطقه جغرافیایی و اینترنت اشیاء (IOT) می‌باشند. با توجه به ترکیب فضاهای فیزیکی (ایستگاه‌ها، هاب‌ها و نقاط توقف) و فضاهای فیزیکی سیار (اتوبوس‌ها، واگن‌های برقی، قطار‌ها) در حمل‌و‌نقل عمومی، چالشی که متوجه این نوع حمل‌و‌نقل می‌باشد 
این بوده که باید تضمین کرد که همهٔ محدودیت‌های فناوری از هر دو نوع فضا باید به شکلی فرد-محور بهم متصل ‌باشند. 
 به گفته آقای ناندی، «طراحان باید در زمان طراحی اپلیکیشن‌ها، ویژگی‌های فیزیکی را همراه با چشم‌اندازی مجازی از اطلاعات (infoscape) در نظر بگیرند.» وی همچنین خاطر‌نشان کرده‌است که «در زمانی که رابط‌های کاربری با هم شبکه بندی می‌شوند، باید بر روی سؤالات مربوط به رابط کاربری متمرکز شویم.» 



 
ایستگاه متروی Republique در پاریس، فرانسه


با این حال چرا حمل‌و‌نقل عمومی نتوانسته است امتیازی خوبی در این راستا کسب نماید؟ در اینجا، آقای ناندی دلایل این مسئله را دلایلی مالی یا فنی و یا تاریخی می‌داند: «در بخش حمل‌و‌نقل عمومی، با محدودیت‌هایی نظیر هزینه‌های بالا و طول عمر بالای سرویس‌های زیر ساخت و همچنین محدودیت‌های فیزیکی روبرو هستیم. لذا چالش بزرگی که وجود دارد این است که چطور می‌توان علیرغم لایه‌های بسیار زیاد از شبکه‌ها و مرزهای پیچیده در حمل‌و‌نقل عمومی، به مهارت دست یافت.» 
روش صحیح
حمل‌و‌نقل عمومی به قطع تحت فشار ناشی از افزایش انتظارات مسافر، الگوهای رفتاری متفاوت آن‌ها و فناوری‌های در حال توسعه قرار دارد. بسیاری از اپراتور‌ها و متصدیان آن‌ها نیز در تلاش برای درک چگونگی غلبه بر دامنه (اتوبوس، ایستگاه یا شبکه؟)، مقیاس (در چه سطحی باید کار کرد تا تأثیر قابل شهود را تضمین کرد؟) و سرعت (به چه میزان زمان برای تحلیل و مدل‌سازی، ایجاد نمونه و توسعه نیاز می‌باشد؟) دیجیتالی بوده‌اند. به نقل از آقای ناندی، «راهکار حل این مسئله این بوده که در ابتدا به کاوش سیستم‌های فعلی بپردازیم تا بتوانیم درک کنیم که چه چیزی در این سیستم‌ها هنوز معنادار و مسافر-محور می‌باشد. سپس می‌توان چیزی که باید مجدد اختراع شود را ایجاد کرد». وی در ادامه خاطر نشان کرده «البته نباید فراموش کرد که رنج معمول حمل‌ونقل عمومی این است که باید به دیجیتالی سازی المان‌های موجود در خدمات خود بپردازد و صرفاً نباید از‌‌ همان ابتدا خدمات دیجیتالی را طراحی نماید.» 
از رنج تا منفعت
با توجه به اینکه طراحی‌ها در قرن بیستم محدود به شکل‌دادن به اشیاء/ بلاک‌هایی مانند اشیاء منفصل و ایستا بود، امروزه این طراحی بر روی جریان‌های شکل‌دهی به صورت اتصال‌گرا و «روان» متمرکز می‌باشد. در صورتی که عاملین حمل‌ونقل عمومی، نظیر سیاست‌گذاران درخصوص دیجیتالی‌سازی و تجربهٔ کاربری جدی باشند، نیاز است تا به اهمیت تغییر موضع نقش و مشایعت طراحان پی برده شود. «وی در ادامه خاطرنشان می‌کند که:» هدف ما این است که به کاوش راهبری جریان بپردازیم تا بتوانیم نقاط نامطلوب/ فرساینده در حمل‌ونقل عمومی نظیر فشار، اتلاف زمان، سر درگمی و نارضایتی را به حداقل سطح ممکن رسانده و مزایایی نظیر سرویس‌دهی با بسامد بالا، زمان انتظار کوتاه و راحتی را به بالا‌ترین سطح ممکن برسانیم.

1395/10/13
printآمار بازديدكنندگان:153